
چرا این پروژه کوروش (Cyrus) نام دارد
یک فلسفه، نه فقط یک زبان.
این پروژه به دلایل زیباییشناختی یا تزئینات تاریخی «کوروش» نامگذاری نشده است. این نام از یک اصل گرفته شده — لحظهای نادر در تاریخ بشر که قدرت نه برای سلطه، بلکه برای احیای کرامت به کار گرفته شد. آن اصل، پایه و اساس همه چیزهایی است که در اینجا ساخته میشود.
قدرت، بازنویسی شده
در بیشتر تاریخ بشر، قدرت به معنای سلطه بوده است — بر قلمرو، عقیده و هویت. این به معنای محو کردن، جایگزینی و کنترل بوده است. کوروش (Cyrus) نشاندهنده استثنایی بر این الگو است. وقتی او وارد بابل شد، آنچه وجود داشت را نابود نکرد. فرهنگ را محو نکرد و یکنواختی را تحمیل نکرد. در عوض، آنچه شکسته شده بود را احیا کرد. این پروژه آن ایده را به ارث میبرد: قدرت تنها زمانی معنادار است که انسانیت کسانی که با آنها در تماس است را نابود نکند.
کرامت انسانی پیش از سیستمها
مدتها قبل از اینکه اصطلاحات مدرنی مانند «حقوق بشر» وجود داشته باشد، کوروش جوهره آنها را از طریق حکمرانی پیادهسازی کرد. او به مردمان آواره اجازه داد به سرزمین مادری خود بازگردند. او به سیستمهای اعتقادی احترام گذاشت به جای اینکه آنها را جایگزین کند. او هویت فرهنگی را احیا کرد به جای اینکه آن را سرکوب کند. این اقدامات نمادین نبودند. آنها تصمیمات ساختاری درباره نحوه تعامل قدرت با وجود انسان بودند.
چرا یک زبان برنامهنویسی
نرمافزار امروزه خنثی نیست. نرمافزار رفتار را شکل میدهد، محدودیتها را تعریف میکند و بهطور خاموش نحوه تفکر و ساختن انسانها را مدیریت میکند. این باعث میشود که نرمافزار شکلی از قدرت باشد — اغلب نامرئی و اغلب غیرپاسخگو. این پروژه نام کوروش را انتخاب میکند زیرا ایده کنترل نامرئی را رد میکند. در عوض، هدف آن شفافیت، صراحت و احترام به نیت توسعهدهنده است. یک سیستم نباید کاربرانش را دستکاری کند — بلکه باید آنها را توانمند سازد.
اصل اساسی
کوروش یک ارجاع تاریخی نیست. یک محدودیت بر طراحی است. این زبان یک مرز را تعریف میکند: هیچ سیستمی قابل قبول نیست اگر درک انسانی را کاهش دهد، پیچیدگیهای غیرضروری را افزایش دهد یا آزادی را بدون توجیه محدود کند. هر ویژگی، هر انتزاع (Abstraction) و هر تصمیمی باید از یک سوال واحد عبور کند: آیا این باعث افزایش شفافیت و کنترل انسانی میشود — یا آن را کاهش میدهد؟
ممنون که بخشی از این سفر هستید ❤️.

